عهد جاودان
سالها گذشت و عشق ما جوان مانده است در قلب من نام تو جاودان مانده است هر روز کنار تو شروعی تازه است خوشبختی ما قصهای بی اندازه است دستان تو پناه امنِ خستگیهایم لبخند تو پاسخِ تمامِ دلتنگیهایم این سالگرد بهانهایست تا بگویم باز بی تو زندگی ندارد هیچ شوق و آواز
Dit gedicht is geschreven door AI. Kopieer het, deel het, gebruik het in kaarten of toespraken — het is volledig gratis en van jou om te gebruiken.