زمزمهی عشق
روز عشق آمد و یاد تو در این سینه نشست عطر گیسوی تو آرامش دیرینه شکست تو همان ماه تمامی که به شب تابیدی دل دیوانه من را تو فقط فهمیدی هر نفس با تو پر از شور و ترانه شده است عشق تو در دل من پاک و یگانه شده است هدیهام قلب زلالیست که در دست من است بودن با تو فقط، معنی سرمست شدن است
Dit gedicht is geschreven door AI. Kopieer het, deel het, gebruik het in kaarten of toespraken — het is volledig gratis en van jou om te gebruiken.