شکوه زن
ای زن، ای تجلی مهر و اقتدار، ای در نگاه تو، شکوه نوبهار. تو کوه صبری و دریای باوری، در آسمان عشق، چو مهر خاوری. با دستهای تو، جهان بنا شود، درد و غم زمان، ز تو دوا شود. آزاد و سرکشی، چو موج بیقرار، در قلب تیرگی، تویی طلوع یار. روزت مبارک ای، شکوه روزگار، پاینده باشی و، همیشه ماندگار.
Tato báseň byla napsána AI. Zkopírujte ji, sdílejte, použijte v přáních nebo projevech — je zcela zdarma a k vašemu použití.