طلوع بهار و نوروز
نوبهار است و جهان مست ز بوی گل یاس خنده بر لب بنشان، دوری کن از بیم و هراس نرمنرمک برسیدست بهار از دل دشت سبزه و سنبل و ریحان به تماشا برگشت سفرهی هفتسین و آینهی مهر و صفا میدهد مژده که پایان شده دوران جفا سال نو باشد و ایام به کامت شیرین روزگارت همه سرسبز و دلت شاد و نوین
Tato báseň byla napsána AI. Zkopírujte ji, sdílejte, použijte v přáních nebo projevech — je zcela zdarma a k vašemu použití.