بهارِ دوستی
بهار آمد و گلها شکفتند به ناز تولد تو شد آغازِ قصهی راز شکوفههای گیلاس و عطرِ یاسمن مبارک باشد این روز بر تو، دوستِ من همیشه سبز باشی چون درختِ سرو دلت شاد و لبت خندان، رها ز درد نسیمِ صبحگاهی، نغمهخوانِ توست تمامِ زیباییِ دنیا، نشانِ توست بمان روشن چو خورشید در آسمان که دوستی با تو باشد گنجِ جاودان
Tato báseň byla napsána AI. Zkopírujte ji, sdílejte, použijte v přáních nebo projevech — je zcela zdarma a k vašemu použití.