بانوی بهار و عشق
ای همسفر و ماه شب تارم، تو آرامش جان و روح بیدارم، تو در آینه چشم تو دنیا زیباست سرچشمه عشق و مهر بسیارم، تو امروز که روز توست، گل میخندد خورشید به روی ماه تو میتابد بانوی من، ای نگین انگشتر عشق قلبم فقط به عشق تو میکوبد
Tato báseň byla napsána AI. Zkopírujte ji, sdílejte, použijte v přáních nebo projevech — je zcela zdarma a k vašemu použití.