ریشههای عشق
در هوای سرد اسفند، بوی باران میدهی خاک خشک سینه را، جانی دوباره میدهی روز عشق باستان و جشن پاکی زمین ای دلیل بودن من، ای نگار نازنین ریشههای مهر تو در عمق جانم بسته جا میپرستم من تو را در خلوت و در هر کجا سپندارمذگان آمد تا بگویم بیدریغ عشق تو تابید بر من، همچو خورشید و تیغ
Ce poème a été écrit par IA. Copiez-le, partagez-le, utilisez-le dans des cartes ou des discours — c'est totalement gratuit et à vous.