ریشه‌های عشق

ریشه‌های عشق

در هوای سرد اسفند، بوی باران می‌دهی خاک خشک سینه را، جانی دوباره می‌دهی روز عشق باستان و جشن پاکی زمین ای دلیل بودن من، ای نگار نازنین ریشه‌های مهر تو در عمق جانم بسته جا می‌پرستم من تو را در خلوت و در هر کجا سپندارمذگان آمد تا بگویم بی‌دریغ عشق تو تابید بر من، همچو خورشید و تیغ

שיר זה נכתב על ידי AI. העתיקו אותו, שתפו אותו, השתמשו בו בכרטיסים או בנאומים — הוא לגמרי בחינם ושלכם לשימוש.

חינם CC0 שימוש מסחרי
הטקסט הועתק
שגיאת מחיקה
שגיאת שחזור
הסרטון פורסם
הסרטון הוסר מפרסום
התלונה נשלחה
בוצע
שגיאה
המחבר קיבל:+5+10