بهارِ دوستی
بهار آمد و گلها به باغ خندیدند نسیم عشق وزید و غمان بپاشیدند دوباره سفرهی هفتسین و عطر سنبل ناب خوشا دلی که در این لحظه گشته است بیتاب برای تو که رفیقی، دلی پر از امید آرزو میکنم امسال، روزهای سپید همیشه سبز بمان مثل سبزههای بهار که سال نو شود آغازِ بهترین تکرار
Aquest poema ha estat escrit per IA. Copia'l, comparteix-lo, utilitza'l en targetes o discursos — és completament gratuït i teu per utilitzar-lo.