عشق جاودان
در این روز که نامش روز عشق است جهانم با تو غرق نور و شوق است تو تنها همدم و یار عزیزم که عشقت را به پای تو بریزم کنارت هر نفس بوی بهار است دلم با بودنت در اقتدار است برایت مینویسم از ته دل تویی زیباترین رویای کامل بمان با من که بیتو ناتمامم تویی آغاز و پایان کلامم گره خورده دلم با تار مویت بهشت من بود در روبرویت
تمت كتابة هذه القصيدة بواسطة الذكاء الاصطناعي. انسخها، شاركها، استخدمها في البطاقات أو الخطابات — إنها مجانية تمامًا ومتاحة لك.