همدم همیشگی
تو نور چشم من هستی، در این دنیای تاریک کنارت هر نفس زیباست، چه دور باشی چه نزدیک شبیه عطر گلهایی، در این باغ زمستانی تو معنای محبت را، به قلب من میفهمانی در این روزِ پر از احساس، که نامش روزِ عشق است تمام هستیام نامت، که بر جانم سرشت است بمان با من که دنیایم، بدون تو ندارد رنگ دلم با ضربان تو، همیشه میشود هماهنگ
บทกวีนี้เขียนโดย AI คัดลอก แชร์ หรือใช้ในการ์ดหรือสุนทรพจน์ — เป็นของคุณและใช้งานได้ฟรีทั้งหมด