آرام جانم
در این جهان پر از هیاهو، تنها تویی آرام جانم چشمان توست ستارهای، در آسمان بیکرانم هر تپش قلبم نام تو را، با عشق فریاد میزند بی تو بهار هم خزان است، این را بدان مهربانم روز عشق است و دلم باز، هوای روی تو دارد دستهایت را به من بده، که عشق معنایی دگر دارد سرخترین گلهای باغ را، به پای تو میریزم که هر لحظه با تو بودن، طعم شیرین ظفر دارد
บทกวีนี้เขียนโดย AI คัดลอก แชร์ หรือใช้ในการ์ดหรือสุนทรพจน์ — เป็นของคุณและใช้งานได้ฟรีทั้งหมด